با عرض درود و سلام خدمت همه همراهان بنیاد گفتار آسان ایرانیان
از عنوان پست امروز پر واضح است که با مطلبی بسیار سودمند برای افراد و خانواده های درگیر آفازی خدمت شما عزیزان هستیم. سکته یا آسیب های مغزی عواقب مختلفی را به دنبال دارند که یکی از این موارد نقص در زبان و برقراری ارتباطات به شیوه مناسب است. در این مقاله سعی داریم روند بهبودی زبان در این افراد را برای شما باز تر کنیم تا با داشتن دیدگاهی واضح تر، روند درمانی این افراد را تسریع ببخشیم.
در این مقاله ما قصد داریم که شما را با انواع الگو ها و دوره های زمانی بهبودی یا ریکاوری در فرد دارای آفازی اشنا کنیم؛ همچنین در این مقاله ما فرایند های عصب شناختی ای که در روند بهبودی درگیر هستند را نیز به صورت کلی برای شما توضیح میدهیم؛ و علاوه بر این موارد فاکتورهای مختلفی که در روند بهبودی میتوانند تعیین کننده باشند را نیز شناسایی خواهیم کرد.
و در انتها با بازنمایی روند بهبود زبان و راهکارهای تسریع ریکاوری زبان پس از سکته مغزی سعی میکنیم تا گامی مهم در راستای هدف نهایی خانواده های دارای آفازی ( آفازی رو بهتر بشناس! )، که بهبود کیفیت زندگی فرد دارای آفازی و شروع دوباره ی یک زندگی نرمال برای وی است برداریم.
بهبودی یا ریکاوری
بهبودی یا ریکاروری در ۲ مرحله صورت میگیرد. یک مرحله زود هنگام و یک مرحله طولانی مدت. روند بهبودی زودهنگام که به early stage recovery معروف است همزمان با حداکثر میزان بهبود خودبخودی پس از سکته مغزی است. این زمان معمولا یک تا سه ماه پس از بروز سکته است که میزان ترمیم سلول های عصبی مغز توسط خود مغز در بیشترین میزان خود قرار دارد و اساسا بیشترین سرعت نوروپلاستیسیتی1 را شاهد هستیم. این دوره که به زمان طلایی درمان نیز معروف است دوره ای بسیار حیاتی در روند بهبودی پس از سکته مغزی است.
پیشنهاد همیشه ما به خانواده های درگیر آفازی این است که این دوره از درمان را بسیار جدی بگیرند چون اگر در این تایم روند توانبخشی منظمی وجود داشته باشد شانس بهبودی در حداکثر میزان خود قرار خواهد داشت.
اما بهبودی فقط شامل بهبودی زودهنگام یا خودبخودی نیست بلکه مرحله دوم ریکاوری، بهبودی طولانی مدت یا مرحله طولانی ریکاوری که به late stage recovery معروف است نیز دوره ای دیگر از بهبودی است.
۶ – ۷ ماه پس از سکته مغزی بهبود خودبخودی که دوران اوج آن ۱ تا ۳ ماه پس از سکته مغزی است به کمترین میزان خود میرسد. فرد دارای آفازی در ارزیابی های دوره ای شرکت میکند و پیشرفت ها و روند درمان مورد بررسی قرار میگیرد. با اتمام زمان طلایی در صورتی که فرد دارای آفازی به مرحله ترخیص نرسیده باشد بایستی روند درمان ادامه یابد و بهبودی یا ریکاوری بلند مدت است که میتواند به شخص کمک کند تا کیفیت زندگی اش ارتقا یابد.
روند بهبودی طولانی مدت ممکن است ماه ها یا حتی سال ها پس از سکته ادامه یابد و این بازه از هر شخصی به شخصی دیگر قابل تغییر است. و اینکه روند درمان چقدر طولانی میشود کاملا منحصر به فرد است.
تحقیقات و پژوهش های مختلف به این نکته اشاره دارند که شروع درمان در دوره های مختلف بهبودی تاثیراتی متمایز کننده ممکن است بگذارند. شروع زود هنگام روند توانبخشی برای افرادی که دچار سکته مغزی شده اند یک امر الزامی است که تا جای ممکن باید در نظر داشته باشیم. شروع زود هنگام میتواند شکل آفازی را تغییر دهد و در مراجعینی که شدت آفازی آنها بیشتر است ممکن است جهش های پیشرفتی بسیار خوبی در درمان شان بوجود آید و امید ها را مجددا زنده کنند.
برای دریافت مشاوره رایگان در مورد سکته مغزی و درمان آفازی فقط کافیه آیکون واتسپ رو لمس کنی!
محدودیت در زبان من، محدودیت در دنیای من است!
شدت آفازی
شدت آفازی (بیشتر با آفازی آشنا شو! ) در افراد دچار شده به آن اگر مهم ترین فاکتور در تعیین نتیجه درمان نباشد قطعا یکی از مهم ترین فاکتورها محسوب میشود.
در شرایط ایده آل برای مراجعینی که شدت آفازی آنها شدید است حداقل ۱۰ هفته زمان لازم است تا آنها در مسیر پیشرفت خود جهش قابل ملاحضه ای را داشته باشند. برای مراجعینی که شدت آفازی آنها متوسط است این زمان به ۶ هفته کاهش می یابد و همچنین در افرادی که شدت آفازی آنها خفیف است به چیزی حدود ۲ هفته زمان نیاز داریم که به پیشرفتی چشمگیر در روند بهبودی برسیم.
البته باید در نظر داشت این برای همه مراجعین نیست و صرفا یک میانگین قابل اتکا است که در منابع مختلف بیان شده است؛ وگرنه هر مراجع دارای آفازی یک فرد کاملا منحصر به فرد است که روند بهبودی و پیشرفت خودش را دارد.
باید خاطر نشان کرد که اعداد و ارقام بالا و این پیشرفت ها در شرایط ایده آل برای مراجعین است و در تمام این پژوهش ها مراجعین بهترین برنامه های درمان را از درمانگران خود با توجه به جلسات ارزیابی دریافت کردند.
علاوه بر شدت آفازی، نظم جلسات و تعداد جلسات زیاد خصوصا در ماه های اول تا سوم تاثیرات بسزایی را در روند بهبودی خواهد گذاشت و باعث میشود تا روند درمان بسیار تسریع یابد.
محدودیت در زبان من، محدودیت در دنیای من است!
مکانیسم های عصبی درگیر در روند ریکاوری
بهبود خودبخودی یکی از مواردی هست که بدون دریافت هیچ درمانی خاصی در اکثر مراجعان ( مخصوصا در یک تا سه ماه اول ) شاهد آن هستیم.
در بهبود خودبخودی منطقه آسیب کوچکتر میشود؛ خون رسانی به محل آسیب دیده مجددا شروع میشود؛ از حجم تورم بافتی کاسته میشود و فرایند هایی از این قبیل اتفاق می افتند که نشانه های آسیب را ممکن است کم رنگ تر کنند ولی واقعیت این است که بهبود خودبخودی به تنهایی کافی نیست؛ چرا که فرایند هایی که در روند بهبود خودبخودی رخ میدهند و در بالا به آن ها اشاره کردیم صرفا در چند ماه اولیه رخ میدهند و بعد از آن با گذر زمان کم رنگ میشوند و در نهایت متوقف میشوند.
پس عملا فاکتور های درگیر در روند بهبود خودبخودی در روند ریکاوری بلند مدت احتمالا نقشی نخواهند داشت و این توانبخشی است که میتواند این روند بهبودی را مدیریت کند و مراجع را به نتایج مثبتی برساند و دوباره بتواند استقلال زندگی فرد درگیر با آفازی را به وی برگرداند.
اگر در ماه های اولیه همزمان با روند بهبود خودبخودی، مراجع از خدمات توانبخشی استفاده کند قطعا میتواند به نتایج بسیار شگرف تری دست پیدا کند. متاسفانه اکثر مراجعان به دلیل عدم آگاهی همراهان و خانواده ها ماه های اول را از دست میدهند و همین ممکن است چالش سکته مغزی را برای آنها طولانی تر کند.
بیایید سکته مغزی را به وقوع یک انفجار سهمگین در یک شهر تشبیه کنیم که یک یا چند منطقه را درگیر میکند تا فهم مطلب برایمان ساده تر باشد.

پس از انفجار ناگهانی در شهر در روزهای اولیه هدف کمک رسانی به همه افراد و مجروحان در مناطق آسیب دیده است. در مغز نیز دقیقا بعد از سکته ابتدا باید مولکول های آسیب دیده ترمیم شوند. مولکول های مرده توسط گلوبول های سفید دفن شوند و مولکول های سالم در کنار حفاظت از خود، وظایف بیشتری انجام دهند.
در مرحله بعدی پس از انفجار در شهر باید خانه ها ترمیم شوند و خانه ها به روش جدیدی سازمان دهی شوند؛ چون آسیب زیاد بوده است عملا در زمان کم نمیشود خانه ها را به همان شیوه قدیمشان درآورد. در مغز نیز در مرحله بعدی پس از سکته نورون ها یا سلول های عصبی ترمیم میشوند و به شیوه های جدید سازمان دهی میشوند. در این مرحله یکی از اتفاقاتی که رخ میدهد سیناپس زایی است و نورون ها به وسیله سیناپس های جدیدی که بین هم میسازند مجددا توانایی ارتباط با هم دیگر را پیدا میکنند.
باز به شهری که انفجار باعث آسیب به مناطقی از آن شده بود برمیگردیم. مرحله بعد از آنکه خانه ها و ساختمان ها مجددا ساخته شدند بایستی دیدمان را وسیع تر کنیم و نگاه منطقه ای داشته باشیم و مناطقی که آسیب دیده هستند باید تلاش کرد تا آسیبشان را به کمترین میزان ممکن درآورد. در مغز نیز میشود گفت تقریبا مشابه همین اتفاق می افتد. پس از ترمیم ملوکول ها و نورون ها حال باید به مناطق آسیب دیده دید کلی تری داشت. در این مرحله به دنبال سیناپس زایی ای که رخ میدهد روابط سیناپسی وسعت پیدا میکنند و به بافت های قشری مجاور میرسند. و خون رسانی به اطراف مناطق آسیب دیده شدت میگیرد.
مرحله نهایی ترمیم شهر پس از وقوع انفجار این است که مسیرهای ارتباطی را بازسازی کنیم. در مغز نیز مشابه این اتفاق رخ میدهد و مسیرهای جدید ساخته میشوند یا مسیرهایی که قبلا خاموش و بی استفاده بودند تخصصی میشوند و شرح وظایف برایشان صادر میشود.
همه ی اتفاقات و رخ داد هایی که در بالا ذکر شدند در روند بهبودی پس از سکته مغزی نیاز به زمان دارند و جالب تر آنکه باید بدانیم و آگاه باشیم که در این روند که مولکول ها، نورون ها، مناطق و ارتباطات ترمیم میشوند این مغز است که تغییر میکند و طبیعتا باید انتظار تغییر رفتار را در فرد داشته باشیم. یعنی در روند بهبود ابتدا تغییرات فیزیولوژیک رخ میدهد، سپس ساختارها سازمان هی میشوند و در نهایت راه ها و ارتباطات جدیدی در مغز شکل میگیرد.
این روند که در بالا توضیح دادیم حداقل نیاز به یک سال زمان دارد تا به نتیجه مطلوب برسد اما باید یادمان باشد که افراد دارای آفازی منحصر به فرد هستند و روند درمان در هر کدام از آنها متفاوت است و مدت زمان بهبودی هر کدام از آنها متغیر است و ممکن است کمتر یا بیشتر از یک سال طول بکشد.
چیزی که در این مسیر مهم است توجه به این نکته است که ما بلافاصله پس از تامین نیازهای زیستی شخصی که دچار سکته مغزی شده روند توانبخشی را برای وی آغاز کنیم تا درکنار بهبود خوبخودی که بیشتر برای بقا و ادامه حیات است مسیر تخصصی سازی سلول های مغزی و هدفمند شدن آنها را نیز توسط توانبخشی پی بگیریم. همانطور که در ابتدا اشاره کردیم بهبود خودبخودی به هیچ وجه به تنهایی نمیتواند استقلال را به زندگی شخص برگرداند خصوصا وقتی که آسیب شدید باشد.
فاکتورهای مهم در روند بهبودی پس از سکته مغزی
محققان و درمانگران به دنبال درمان آفازی در مناطق مختلف دنیا فاکتورهای شخصی و عصب شناختی مختلفی را که ممکن است در روند بهبودی تاثیر گذار باشند معرفی کرده اند در ادامه ما برخی از مهم ترین موارد را برای شما توضیح خواهیم داد. خوب است بدانیم که در همه موارد و برای همه این فاکتورها بحث احتمال مطرح است و هیچ کدام به صورت صد در صدی و قطعی نیستند و تنها چیزی که قطعی است این است که اشخاص دارای آفازی منحصر به فرد هستند و هر کدام روند بهبودی خاص خود را پیش میبرند.
نوع سکته
تحقیقات نشان داده نوع سکته میتواند یکی از عوامل تاثیرگذار بر روند بهبودی پس از سکته مغزی باشد به این صورت که سکته های هموراژیک ( به دلیل پارگی عروق مغزی خون به وارد بافت مغز میشود ) نسبت به سکته های انسدادی ( به دلیل جمع شدن لخته در عروق مغزی و انسداد مسیر خون، خون رسانی به قسمتی از مغز قطع میشود ) روند بهبودی سریع تری دارند.
اندازه محل ضایعه
تحقیقات مختلف نتایج مختلفی را نشان میدهند؛ به صورت کلاسیک برای سکته هایی که نواحی زیادی از مغز را درگیر کرده اند معمولا روند بهبودی دیرتر اتفاق می افتد؛ اما این مورد همیشه صدق نمیکند و اینکه کدام منطقه از مغز آسیب دیده است نیز مهم است. همچنین تحقیقات مختلف نشان داده اند که شدت آفازی فاکتور بسیار مهمتری از اندازه محل آسیب است.
نوع آفازی
در این باره نیز نمیتوان به صورت قطعی نظر داد ولی به صورت کلی میشود گفت که محققان روند بهبودی برای افرادی که در بیان گفتار مشکل دارند را نسبت به کسانی که در درک آن مشکل دارند، بهتر میدانند. ولی در مقابل عده ای دیگر از محققان به عکس این قضیه اعتقاد و باور دارند.
فاکتورهای شخصی
تحقیقات مختلف نشان داده است افراد دارای آفازی اگر سن کمتری داشته باشند روند بهبودی سریع تری خواهند داشت، همچنین خانم ها نسبت به آقایان شانس بهبودی در زمان کمتری را دارند و افرادی که چپ دست هستند نسبت به افراد راست دست سیر پیشرفت و بهبودی را زودتر طی میکنند. فاکتورهای اجتماعی، اقتصادی و احساسی نیز فاکتورهای مهمی محسوب میشوند که بر روند بهبودی تاثیر گذارند.
در نهایت بایستی گفت که زمان در روند بهبودی فاکتوری بسیار مهم در نظر گرفته میشود و هرچه درمان را سریع تر شروع کنیم شانس پیشرفت مراجع بیشتر میشود. درمانگران باید توانمندی این را داشته باشند که همه فاکتورهای مختلف نورولوژیکی، شخصی، اجتماعی، اقتصادی و احساسی را در کنار هم برای پیش برد بهترین درمان در سریع ترین زمان ممکن قرار دهند و مناسب ترین برنامه های درمانی را برای هر کدام از مراجعین به صورت منحصر بفرد طراحی کنند و به اجرا درآورند.
بهبود زبان در مغز
امروزه با پیشرفت تکنولوژی و توانایی های تصویربرداری نوین محققان موفق شده اند از مراحل درمان افراد دارای آفازی تصویربرداری کنند و شواهدی شگفت انگیز از ساخته شدن مجدد مسیرها، سازمان دهی مجدد ساختارها و سازمان دهی عملکردی بعضی از شبکه های عصبی که توانایی اجرای کارکردهای از دست رفته را دارند و به جای شبکه های عصبی از بین رفته به کار گرفته میشوند.
حالا بعد از سکته مهمترین مورد برای بازیابی زبان این است که آیا این ساخت و سازهای جدید و جانشینی های تازه همیشه به شیوه درست انجام میشوند؟
جواب واضح است؛ خیر!
روند ریکاوری تعیین کننده است. اگر بازسازی ها هدفمند و تخصصی باشند، منظم انجام شوند و به موقع رخ دهند بازسازی ها و ساخت و سازها در مغز به شیوه ای درست انجام میشوند و بهبود اتفاق می افتد در این حالت میگوییم روند ریکاوری مثبت است. و در عمل هم میبینم که توانایی گفتاری وی روز به روز بهتر میشود.
اما اگر بازسازی ها صرفا خودبخودی انجام شوند و هدفمند، تخصصی و منظم نباشند شرایط برای بهبود خیلی سخت تر میشود و در این حالت میگوییم روند ریکاوری نا مناسب است و ساخت و سازهای درون مغز درست پیش نمی روند. و توانایی گفتاری وی یا پیشرفتی نمیکند یا شاید بدتر هم میشود.
همه مواردی که گفته شد و همه ساخت و سازهایی که در مغز پس از سکته رخ میدهند زیر چتر اصطلاح علمی نوروپلاستیسیتی هستند. و تلاش گفتاردرمانگر به مانند سایر اعضای تیم توانبخشی این است که نوروپلاستیسیتی اولا درست و مناسب انجام بشود و دوما در سریع ترین زمان ممکن مراجع بتواند مجددا به استقلال کلامی و ارتباطی برسد.
توانبخشی منظم و تخصصی یکی از مهمترین راهکارهایی هست که در این مسیر نوروپلاستیسیتی و بهبودی میتواند کمک کننده باشد تا مراجع در کم ترین زمان بهترین نتیجه را از درمان بگیرد و هر چه سریع تر بتواند به لحاظ زبانی توانایی ارتباط با اطرافیانش را داشته باشد. در ادامه این پست راهکارهای سرعت بخشیدن به روند بازیابی مجدد زبان را که همان اصول ده گانه ی نوروپلاستیسیته هستند برای شما به اختصار توضیح خواهیم داد.
برای دریافت برنامه منظم جهت درمان آفازی فقط کافیه آیکون واتسپو لمس کنی!
محدودیت در زبان من، محدودیت در دنیای من است!
راهکارهایی برای تسریع روند بهبودی زبان پس از سکته مغزی
در پاراگراف قبل راجع به نوروپلاستیسیتی با هم صحبت کردیم؛ به صورت کلی پلاستیسیتی شامل تغییرات ساختاری و فیزیولوژیکی در سطح سلول ها و ایجاد مسیرهای جدید یا ترمیم مسیرهای گذشته برای انجام کارکردهای خاص میشود و وقتی شبکه عصبی در مغز در حال ترمیم و بازیابی است اصطلاح علمی نوروپلاستیسیتی برای آن به کار میرود. مرحله آخر در نوروپلاستیسیتی تغییر رفتار است چرا که ساختارها بازیابی میشوند و مسیرهای جدید شکل میگیرد قطعا باید انتظار تغییرات رفتاری را داشته باشیم.
حال سوال اصلی این است که چگونه میتوان این روند بازیابی را تسریع کرد و در ارتباط با بهبود زبان مراجع دارای آفازی پس از سکته چه کارهایی باعث افزایش سرعت بهبودی و نوروپلاستیسیتی مناسب و درست میشود؟
جواب در اصول ده گانه نوروپلاستیسیتی است. اگر به آنها عمل کنیم قطعا سرعت پیشرفت به مراتب بیشتر از موقعی خواهد شد که مراجع دارای آفازی و اطرافیانش این اصول ده گانه را رعایت نکنند. (مراقبان فرد دارای آفازی بخوانند) حال این اصول ده گانه اشاره به چه مواردی دارند؟ در ادامه با ما همراه باشید:
اصل اول: یا استفاده کن یا از دست بده!
(use it or lose it!)
بعد از سکته مغزی و از دست دادن مهارت های زبانی، بهترین توصیه ای که میشود به خانواده ها داشت این است که شخص دارای آفازی باید مرکز درمان و مرکز ارتباطات باشد. به این معنا که اگر با مراجع ارتباطی نگیریم و مراجع در یک اتاق جدا شود و تنها بماند و هیچ استفاده ای از زبان نکند قطعا توانایی های زبانی وی تحلیل میروند و از بین میروند. ولی اگر مراجع مدام در مرکز ارتباطات خانواده باشد و در بحث های مختلف او را درگیر کنند قطعا شانس، احتمال و روند بهبودی بهتر پیش میروند.
اصل دوم: استفاده کنید و بهبود ببخشید!
(Use it and Improve it!)
تمرین، تمرین و تمرین! هیچ چیز نمیتواند به اندازه تمرین زیاد ما را در یک مهارت، ماهر کند. در ارتباط با مهارت های زبانی و صحبت کردن بعد از سکته مغزی ما میتوانیم با تمرین زیاد عملکرد فرد دارای آفازی را به لحاظ زبان بیانی بهبود ببخشیم.
اصل سوم: تخصصی (تمرین کردن)!
(specificity)
خشت اول گر نهد معمار کج
تا ثریا می رود دیوار کج
در بهبود مهارت های گفتار و زبان پس از آسیب مغزی یکی از مهم ترین موارد که مراقبان فرد دارای آفازی پی گیر آن باشند گفتاردرمانگر متخصص در زمینه آفازی است کسی که تجربه و تخصص کافی در این زمینه را داشته باشد.
چرا که تحقیقات نشان داده است هر چه تمرینات تخصصی تر و دقیق تر باشند و اهداف روشن تری داشته باشند و دقیق تر کار کنیم نوروپلاستیسیته دقیق تر و درست تر پیش میرود و روند بهبودی مثبت میشود و امکان پیشرفت در زمان کوتاه تری وجود خواهد داشت. بخصوص در ماه های ابتدایی بعد از سکته مغزی که زمان طلایی برای دریافت خدمات گفتاردرمانی است.
برای ارتباط با درمانگران متخصص در زمینه آفازی کافیه آیکون واتسپو لمس کنی!
محدودیت در زبان من، محدودیت در دنیای من است!
اصل چهارم: تکرار مهم است!
(Repetition matters!)
تکرار یک فعالیت درست، عملکرد و مهارت ما را در آن فعالیت بهتر و بیشتر میکند. در ارتباط با آسیب مغزی و اثرات بعد از آن به ویژه نقص زبانی و آفازی نیز به این گونه است. اگر مراقبان تمرینات تخصصی ای را که گفتاردرمانگر تخصصی حیطه آفازی به آنها میدهد به شیوه درست انجام دهند و در طول روز مدام تکرار کنند روند بهبودی گفتار و زبان بسیار تسریع پیدا میکند.
اصل پنجم: میزان تمرینات مهم است!
(Intensity matters!)
هر فردی منحصر به فرد است و هر فرد دارای آفازی نیز منحصر به فرد است. پس میزان تمرینات برای هر شخص دارای آفازی متفاوت است ممکن است مراجعی در هفته ۲ جلسه نیاز به گفتاردرمانی داشته باشد و مراجعی ۶ جلسه در هفته نیازمند دریافت خدمات گفتاردرمانی باشد. به هر روی تعداد جلسات در هفته و میزان کار در منزل توسط مراقبان در طول روز را گفتاردرمانگر باید بر اساس جلسه ارزیابی تعیین کند.
اگر میزان جلسات کافی باشد ریکاوری و بهبودی سرعت بیشتری خواهد داشت.
اصل ششم: زمان مهم است!
(Time matters!)
در طول مسیر درمان نوروپلاستیسیته با سرعت های مختلفی انجام میشود. به صورت خاص تحقیقات به ما میگویند که در ۱ تا ۳ ماه اول پس از سکته مغزی، روند بهبودی و مسیر سازی و تخصصی سازی سلول های خاص بیشترین سرعت را دارد. در این زمان توصیه میشود حتما خدمات توانبخشی و به ویژه گفتاردرمانی به صورت منظم و زیر نظر متخصص آفازی پی گرفته شوند تا شانس بهبود سریع تر برای شخص دارای آفازی را از دست ندهیم.
اصل هفتم: اولویت ها مهم هستند!
(salience matters!)
در طول دوران بهبودی و مسیر سازی های جدید در مغز و ترمیم مسیرهای آسیب دیده، آنچه که شخص دارای آفازی از تمرینات بدست می آورد برای خود فرد اهمیت زیادی دارد و به تمرینات فرد معنا میبخشد. این اولویت درمانی میتواند در روند درمان باعث پیشرفت های بسیار خوبی شود. پس یکی از وظایف درمانگران این است که آنچه به لحاظ احساسی برای فرد دارای آفازی مهم است را پیدا کند و با کنترل آن احساس روند بهبودی را سرعت ببخشد.
هر سوالی راجع به روند درمان آفازی داری رو فقط با لمس آیکون واتسپ سریع بپرس!
محدودیت در زبان من، محدودیت در دنیای من است!
اصل هشتم: سن مهم است!
(age matters!)
همانگونه که قبلا نیز گفته شد: تحقیقات نشان داده است که نوروپلاستیسیتی در مغز های جوان سریع تر اتفاق می افتد. چرا که مغز های جوان تر قابلیت تطبیق پذیری و وفق دادن خود با شرایط را بیشتر دارند. پس این مهم است که در درمان افراد سالمند به این مسئله توجه شود و انتظارات غیر واقعی را کمتر کنیم تا با ذهنی آرام تر به روند درمان نهایت سرعت را ببخشیم.
اصل نهم: تعمیم پذیری!
(transference plasticity!)
ساخت و سازهای جدید و ترمیم سلول های آسیب دیده در مغز در اثر تمریناتی که انجام میشوند میتوانند باعث این شوند که کسب رفتارهای مشابه راحت تر شود. با یک مثال ممکن است فهم این مسئله راحت تر شود.
فرض کنید درمانگر در طول جلسات از طبقه میوه ها سه کلمه {پرتقال، انگور، موز} را برای مراجع بازیابی کرده است. اگر توانبخشی به درستی پیش رفته باشد وقتی که بعد از چند جلسه کار روی این کلمات برای اولین بار تصویر انار را به فرد دارای آفازی نشان میدهیم و از وی میخواهیم که به ما بگوید که در عکس چه میبیند و او به درستی میگوید انار!
این یعنی تعمیم پذیری؛ یعنی ما کلمه انار را با وی تمرین نکرده بودیم ولی چون دسته میوه ها را قبلا تمرین کرده بودیم و شخص قبلا هم انار را احتمالا دیده بود و خورده بود باعث شده مسیر کلمه {انار} هم بازسازی شود. پس این به ما میگوید توانبخشی در مسیر درستی است.
فقط درمانگرانی که علم و تجربه بخصوصی در زمینه آفازی دارند میتوانند این راه های تعمیم پذیری را به بهترین نحو پیدا کنند و باعث تسریع روند درمان شوند ولی صرفا داشتن درمانگر تخصصی و امید به تعمیم نمیشود به پیشرفت چندانی امیدوار بود بلکه رفتار مراقبان و شیوه برخورد آنان با فرد دارای آفازی نیز از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
اگه میخوای همراه و مراقب مناسب تری برای فرد دارای آفازی باشی همین جا کلیک کن!
محدودیت در زبان من، محدودیت در دنیای من است!
اصل دهم: دخالت کردن!
(interference!)
به دنبال رخ داد سکته مغزی و در روند ریکاوری یا بهبودی سلول ها ممکن است کمی گیج بزنند و در کار هم دخالت کنند! گاهی یادگیری و تشکیل بعضی از مسیرهای عصبی در طی روند بهبودی ممکن است یک مسیر را به کلی تغییر دهد و باعث از بین رفتن یک رفتار شود.
درمانگر با تجربه و متخصص در این زمینه باید تمام مسیر سازی ها را به شیوه ای پیش ببرد که روند درمان مراجع هم سریع باشد و هم اینکه تمرین و تکرار در مسیرهای نوپا به قدری مناسب باشند که روند درمان دچار کمترین اختلال ممکن شود.
اگه میخوای یه مسیر پیشرفت مناسب و اصولی داشته باشیم کافیه توی وانسپ بهمون پیام بدی!
بهترین زمان برای شروع درمان اصولی همین الانه!
خب به پایان یک مقاله دیگر رسیدیم امیدواریم که مطالب این مقاله اطلاعات شما را در زمینه سکته مغزی، آفازی و روند بهبودی پس از سکته مغزی را بیش از پیش کرده باشد.
اگر احساس میکنید مطالب سودمند بوده اند و اگر در اطرافیان خود خانواده ای را میشناسید که در حال چالش با آفازی هست حتما این پست رو براشون بفرستین تا شاید گامی باشه واسه تسریع یک رویش دوباره!
راه های ارتباطی ما به روی شما بازه فقط کافیه پایین صفحه راه ارتباطیتو با یه کلیک ساده تعیین کنی!
و در آخر ممنون از اینکه تا پایان با ما بودین تا پستی دیگر و آگاهی رسانی ای دیگر بدرود!
- neuroplasticity ↩︎